على ربانى گلپايگانى
332
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
متحرك به حركت جوهرى هستند و درنتيجه طبايع و قواى آنها منحّل و منقسم به حدود و ابعاضى است كه هريك از آنها محفوف به دو عدم ( سابق و لاحق ) بوده و از نظر ذات و اثر محدود مىباشند . و نيز علل جسمانى جز با وضع ( و نسبت ) خاص كه ميان آنها و مادّهء ( قابل ) برقرار است مبدء فعل و اثر نمىباشند ( درمورد اين مطلب نيز ) گفتهاند : چون علل جسمانى در وجود خود محتاج مادّه مىباشند ، در ايجاد نيز احتياج به ماده دارند و احتياج به ماده در ايجاد به اين جهت است كه به واسطهء مادّه براى آن علل ، وضع ( و نسبت ) خاصّى با معلول فراهم گردد ، و به همين جهت قرب و بعد و اوضاع ( و نسبتهاى ) خاص ( مكانى ) در تأثير علل جسمانى دخالت دارد « 1 » . شرح مطالب : مقصود از علت جسمانى همان فاعل طبيعى است و به عبارت ديگر قواى طبيعى موجود در اجسام كه مبدء آثار و افعال خاصى مىباشند ، علت جسمانى نام دارند . اين قواى طبيعى در آثار و افعالى كه از آنها صادر مىگردد از سه جهت محدود مىباشند : الف : مقدار يا كميت تأثير . ب : مدّت يا زمان تأثير . ج : شدّت يك كيفيت تأثير .
--> ( 1 ) تفاوت دو دليل اين است كه دليل نخست ناظر به محدوديت زمانى علل جسمانى است ، و دليل دوّم ناظر به محدوديت مكانى آنها است ، به همين جهت در دليل نخست به حركت جوهرى استدلال شده كه هرموجود مادّى پيوسته محفوف به دو عدم سابق و لاحق است و در دليل دوّم به دخالت وضع و نسبتهاى خاص مكانى در تأثير علل جسمانى استناد شده است .